Soshyans wrote 2 days ago: هنگام آشنایی, به زور دنبال شباهتهای نداشتهمان میگردیم؛ لحظهی جدایی, به زحمت در پی بزرگ نشان دادن … more →
Soshyans wrote 6 days ago: دخترانی که معشوقهی “توهم”ات خویشند! … more →
Soshyans wrote 2 weeks ago: دو گروه از مردان هیچگاه به زندگی عادی باز نخواهند گشت؛ آنان که به “جنگ” رفتهاند و آنان … more →
Soshyans wrote 3 weeks ago: “غمدان”م مدتهاست که پر شده؛ حیران ماندهام این همه غم جدید را کجا جای دهم! … more →
Soshyans wrote 1 month ago: اگر فکرمان را نمیکنند، “برایمان” فکر که میکنند! … more →
Soshyans wrote 1 month ago: فقط مردان “بیایمان”اند که زن دوم میگیرند، چرا که «مومن هیچگاه از یک سوراخ، دوبار گزیده … more →
Soshyans wrote 1 month ago: دلی که هنوز به “طراوت” زندگی “گرم” است، جای مناسبی برای نگاهداشتن “حر … more →
Soshyans wrote 2 months ago: چه نیازی است به “گفتن”؛ آنگاه که گوشی برای “شنفتن”ت نیست؟ … more →
Soshyans wrote 2 months ago: تویی که هر شب به “خواب”م میآیی! بخوابم، میآیی؟ … more →
Soshyans wrote 2 months ago: هر ضربان را “درد”ی است، همچنان که “لذت”ی؛ آنگاه که گوشهی دلت لای دری گیر کر … more →
Soshyans wrote 2 months ago: «تو این مملکت آزادی بیان داریم، آزادی “پس از بیان” نداریم»! … more →
Soshyans wrote 2 months ago: بارالها؛ عاشقم مگردان، مگر آنکه عاقلم کرده باشی و عاقلم مگردان مگر عشقی به وجودم نهاده باشی که تنها … more →
Soshyans wrote 3 months ago: پس از “تلاوت” آنچنان بوسهای از جلد قرآن برداشت که حاج خانم حسودیاش شد! … more →
Soshyans wrote 3 months ago: هر چه بیشتر و بیشتر “زور” میزد، کمتر و کمتر بوی “ادکلن”ش را تشخیص میداد! … more →
Soshyans wrote 3 months ago: داراییهایمان را یک به یک کردیم… در برابر “ایمان”ش، هیچ نداشتم! … more →
Soshyans wrote 3 months ago: احساس “راهنما”یی است که گاه زیاده از حد “بیراهه”نمایی میکند! … more →
Soshyans wrote 3 months ago: افسار دل را که شل گرفتی، یا “پریدن” است یا “پرپر شدن”! … more →
Soshyans wrote 3 months ago: در ماه رمضان مُرد، تا کسی حلوایش را نخورد! … more →