Tags » Farsi

واوَک-استفانو بنی

واوک جانوریست که در میان گله‌ی حیوانات درندهْ در حالی به چشم می‌خورد که خود را میان دو جانور دیگر چپانده است. از تیره‌ی واوکان، جانور دیگری به نام نُقطک نیز وجود دارد که همواره در انتهای گله می‌ایستد. گاهی اوقات چند نقطک به دنبال هم صف می‌کشند تا نشان دهند که گله هنوز تمام نشده و به زودی جانوران دیگری از راه خواهند رسید.

برگرفته از کتاب «عجیبستان» اثر «استفانو بِنی»

Farsi

نویسنده و اقتدار

در سرود نخست از جهنم، دانته خطاب به ویرژیل می‌گوید

Tu se’ lo mio maestro e ‘l mio autore

در ترجمه‌ی شجاع‌الدین شفا می‌خوانیم:

«تو استاد من و نویسنده‌ی برگزیده‌ی من هستی» 8 more words

Farsi

Homelands and Cow Brains: History Coming to Life

I swear, I can devote a whole separate blog to my host mother, Gulshirin. But I probably shouldn’t do that since I’ve been neglecting this one. 1,106 more words

Boren

حادثه-ناتاشا ترِتِوِی

هر سال ماجرا را روایت می‌کنیم
که چطور از پنجره‌ها با کرکره‌های بسته نگاه می‌کردیم
گرچه واقعا اتفاقی نیفتاد
و چمن‌های سوخته حالا باز سبز شده‌اند.

ما از پنجره‌ها با کرکره‌های بسته نگاه می‌کردیم
به صلیبی که مثل درخت کریسمس بند شده بود
و چمن‌های سوخته هنوز سبز بودند. سپس
اتاق‌هایمان را تاریک کردیم، فانوس افروختیم.

دور صلیبی که مثل درخت کریسمس بند شده بود
چند مرد گرد آمدند، سفید مثل فرشته‌هایی
روپوش بر تن،
ما اتاق‌هایمان را تاریک کردیم و فانوس افروختیم.
فتیله‌ها در نفت‌دانی‌هایشان می‌لرزیدند.

گویی فرشته‌ها جمع شده بودند، مردان سفید، روپوش بر تن
وقتی کارشان تمام شد، بی‌صدا رفتند. کسی نیامد.
فتیله‌ها تمام شب در نفت‌دانی‌هایشان
می‌لرزیدند.
صبحگاه شعله‌ها فرو نشسته بودند.

وقتی کارشان تمام شد، مردها بی‌صدا رفتند. کسی نیامد.
واقعا اتفاقی نیفتاد.
صبحگاه تمام شعله‌ها فرو نشسته بودند.
هر سال ماجرا را روایت می‌کنیم.

Farsi

صدا-آلخاندرا پیزارنیک

صداهای من‌اند که می‌خوانند
تا «آنها» نخوانند،
مسکوتان خاکستریِ سحرگاه،
با تن‌پوشانِ پرندگان هرز در باران.

در انتظار
صدای لاله‌ای هست
که می‌پژمُرد؛
و آنگاه که روز سر می‌رسد
بخشی از خورشید
در خورشیدهای کوچکِ سیاه؛
و آنگاه که شب است، همیشه،
قبیله‌ای از واژگانِ علیل
در گلوی من پناه می‌جویند،
تا «آنها» نخوانند،
هراسناکان، صاحبانِ سکوت.

Farsi

محدوده‌های قدرت

توضیح مترجم: پس از قضایای رسوایی تجاوزهای جنسی تهیه‌کننده هالیوودی و آنچه در توییتر پیرامون آن رخ داد بر آن شدم تا تاملاتم بر این ماجراها را به نوشتار بکشم.

Farsi

P.S. on Kamyar Jarahzadeh's piece on Sayat Nova

Malaga says:

September 25, 2016 at 12:59

Thank you Kamyar for your posting.
Your comments however are somewhat incomplete.
Sayat Nova, born name “Harutyun Sayatyan” would have been a perfect peace ambassador in today’s Caucaus region.

144 more words