Tags » Prisons

Charles Koch, Liberal Crusader? - By MICHAEL HIRSH MARCH/APRIL 2015

He’s one of the left’s biggest bogeymen. Now he’s teaming up with George Soros.

It was something of a surreal moment. Charles de Ganahl Koch, the nerdy multibillionaire from Wichita who has become known as the Rasputin of the American Right, was trying to explain to me why he was getting into bed—politically speaking—with people like George Soros, his progressive archrival in the big-money-and-politics set, and Cory Booker, the liberal black senator and former mayor of beleaguered (and very Democratic) Newark, New Jersey. 307 more words

Politics

McFarland

I saw “McFarland, USA” last week and it made me want share what put McFarland on the map for me. It was not this Hollywood depiction. 225 more words

Reading Comprehension Exercises for your practice at home!

For Reading Comprehension practice, 3 exercises (the key is in the last page), for your work at home. You can ask about these  in class in April, or if you all have done them before that, say, in two weeks. 42 more words

Language Matters

Hunger strike ends at Regina Correctional Centre

A hunger strike at Regina Provincial Correctional Centre has ended, just over 24 hours after it started.

The high-risk offender group was protesting the lack of any outdoor time or exercise options, but there will be no changes to those policies. 69 more words

News

Freedom School Class - Wednesday, March 4 - A RESPONSE TO THE NEW JIM CROW: DEMOCRATIC SOCIALISM FOR THE 21ST CENTURY

Scholar, activist and socialist Joseph Schwartz will speak at Hamilton College this Wednesday, March 3 at 7:00pm on the subject of mass incarceration. Schwartz is Professor of Political Science at Temple University where he teaches political theory and American politics. 170 more words

Regina prison inmates on hunger strike

REGINA – Fifteen inmates at the Regina Provincial Correctional Centre have gone on a hunger strike in protest to a lack of access to physical exercise. 322 more words

News

قصه دمپایی‌ها

امروز دوباره یادم افتاد که چقدر از دمپایی لاستیکی بدم می‌آید. از بچگی این دمپایی‌ها را دوست نداشتم. بوی بد پلاستیک ارزان، رنگ‌های خفن، عرق کردن پا و چسبیدن کف پا به کف دمپایی… حتی وقتی که در تعطیلات لب دریا یا کنار رودخانه بودیم و دمپایی پلاستیکی ظاهرا مناسب‌ترین چیزی بود که می‌شد به پا داشت، همیشه این احتمال بود که آب دمپایی سر به هوا را با خودش ببرد و پا در گل بماند. تازه تماس دمپایی خیس با پوست هم تماس خوشایندی نبود، سنگین و چسبنده مثل وبالی حرکت پا را کند می‌کرد و سبکی جست و خیز را می‌گرفت

مصیبت بیشتر وقتی بود که یک شماره از پایت بزرگتر بود یا مثلا مجبور شده بودی دمپایی یکی از بزرگترها را بپوشی چون دمپایی خودت توی ماشین جا مانده بود. از اینها بدتر، منظره دمپایی‌هایی بود که همیشه در ایوان یا حیاط پوشیده می‌شد و آفتاب بازیگوش – گویی از سر لجبازی با تو – همان رنگ خفنشان را هم خفن‌تر کرده بود.  بدتر از بد هم دمپایی‌های لاستیکی زمخت و قهوه‌ای حمامهای عمومی بود در زمستانهای بی‌گازی و بی‌نفتی دوران جنگ

حالا و در این سالها به دلایل دیگری از دمپایی پلاستیکی بدم می‌آید.  امروز که عکسهای دیدار وزیر بهداشت ایران  از زندان قزل حصار را دیدم این حس بیزاری دوباره در من زنده شد: لاستیکی ارزان، آبی نفتی و سیاه، جفت شده بیرون سلول. دمپایی‌هایی که نماد فقر و افلاس‌اند، نماد آدمها‌ی فرو رفته در گل و لای سیاه تنگدستی و فراموشی. آدمهای غرق شده در اعماق روده‌های متعفن جامعه‌‌ای محروم از انسانیت. هیچ گورکی هم نیست که از این اعماق قصه بگوید

دمپایی‌های خاکی آویزان از لنگه پای جسدی آویزان،  یا افتاده از پای محکومی که چند دقیقه دیگر در هوا  معلق خواهد ماند. دمپایی «اراذل و اوباشی» که در شهر گردانده می‌شوند. دمپایی‌های پلشت

هیچ گورکی نیست، و نه هیچ برشتی که صفحه را ورق بزند. انگار از آن روز سیاه و سفید که میرزا رضا کرمانی را در میدان مشق بالا بردند این صفحه ورق نخورده است

مصدق را هم نهنگ تنهایی خورد تا در کنج قزل حصار برای ما فقط یک جفت دمپایی لاستیکی بماند که آینه دق باشد

و رغبتی به پوشیدنش نباشد